یه دنیا تنهایی سلام باور کردنی نیست ولی همیشه هرکس که میگفت تنهایی آزارم میده جدیش نمیگرفتم تا این روزا .. حس عجیب تنهایی دارم . نمیدونم بخاطر خواسته هامه یا دنیای امروز شکل عجیب تنهایی که مدرنیته به آدما داده. دور و وریامو خوب نگاه میکنم بعضیاشون تنهان.. واقعا تنها . بعضی ها تو تنهایی یه راه حل های تراشیدن .. سفری میرن دور همی میتراشن . اما الان حس عجیب تنهایی برای من خیلی بیشتر شده چون سرکار میرم برمیگردم دنبال هدفم هستم این منو بیشتر تو خودم برده و تنهاترم کرده . یه بخشی از این تنهایی ذاتیه .. آدمای این دور و ور چشم دیدن تورو ندارن . رفیق پیدا کردن سختتر از همه جای دنیاست . الان جلوی یه فضای سبز نشسته بودم که چیپ های از جلوم چهارتایی رد شدن و بحث میکردن .گفتم اینا حداقل راحتتر باهم تعامل دارن . شاید بهتره آدم داغون باشه تا تنها نباشه اینم یه راهیه .سوای هر اتفاقی که فرداها برای آدم رخ میده فکر میکنم آدم باید هداش رو شکر کنه . من تو زندگیم اتفاقات بدتری میتونست رخ بده . میدونستم اینجا نباشم میتونستم تنهایی رو در جای قبلی خودم تجربه کنم . هیچ نمیگم شرایطت تلخ و سخت نیست ولی شاکر که فعلا تو بازیم . یادت بیاد اون روزایی که گوشه خونه افتاده بودی و تنها گوشیت زنگ نمیخورد حالا دنبال شماره تلفنت هستن. این روزا یه مقدار بیشتر به خودت برس .. از نظر روحی دلبستگی های بیشتری میخوای .. خیلی سختی میکشی میفهمم . کله سحر بری سرکار بیای . بشینی تمرکز و کار دوم . غذا درست کردن . کنار همه اینا سالها تنهایی .. گلی به گوشه جمالت ... موفقیتت به قد گل خداداد عزیزی به استرالیا تماشایی خواهد بود .
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 23:1 توسط آمپاس قرار گرفته
 
برچسب:
نویسنده: کیانوش پورحسین
تاريخ: پنجشنبه
4 مرداد
1403 ساعت: 18:43